أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
218
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
عباس بن عبد المطلب ؛ و حضرت امام جعفر صادق - عليه السلام - ؛ و از تابعين سعيد بن مسيّب مجاهد ؛ حسن بصرى شعبى قائلند كه ذبيح اللّه حضرت اسماعيل است . ابن كثير هم گفته است كه اقوال مشار اليهم مستند به اقوال صحيحه بوده و به صحّت اعتقاد اوّل حكم كرده است . ما هم گوييم كه به قراين عقليّه و قويّه به درجهء يقين و ثبوت رسيده است كه ذبيح حضرت اسماعيل است زيرا در حالتى كه حضرت ابراهيم به هشتاد و شش ( 86 ) سال رسيده و به فرزندى نائل نشده بوده است حضرت اسماعيل زيب افزاى قماط وجود گرديد . و چون بر حسب بشريّت مقتضى محبّت ابوّت بود براى ارشاد اينگونه مبتلا فرموده شد . و چون جناب ساره نيز عقيمه و به ولادت حضرت اسماعيل منكسر القلب شده بود بدان لحاظ صدور امر جليل قربان را منتج گرديد . اشارات الهيّه نيز كه در حقّ حضرت اسحاق و حضرت يعقوب ظاهر شده است ، دليل بر اين است كه قطعا ذبيح حضرت اسماعيل بوده است لاغير . اگر چنانچه حضرت اسحاق ذبيح مىشد لازم مىآمد كه حضرت يعقوب به دنيا تشريف نياورد . قطع نظر از اينها حضرت اسحاق در كعبهء معظّمه اقامت ننموده و محقّق است كه در شام آرام مىگرفت . و شاخهاى كبش آسمانى الى وقعهء مؤلمهء ابن زبير به ميزاب كعبة اللّه معلّق بوده و امر حفظ و حراست آنها بطنا بعد بطن به اولاد و احفاد اسماعيل انتقال مىكرده است . اينك كافّهء اين دلايل در اثبات ذبيح اللّه بودن اسماعيل از علامات كافيه است . مولانا صنهاجى از امام ثعلبى نقل كرده است كه من در محضر معاوية بن ابى سفيان بودم ، بعض اشخاص در اختلاف امر ذبح مذاكره و قيل و قال مىكردند . معاوية خطاب به آنها كرده و گفت كه : روزى در حضور حضرت رسالت بودم يك اعرابى آمد و حضرت رسول را يابن الذّبيحين خطاب كرد . حضرت رسول تبسّم فرموده و اين قول را به تبسّم تصديق فرمودند . و اينكه حضرت رسالت پناه قول اعرابى را تصديق فرموده است تصريح و تلميح مىكند كه ذبيح حضرت اسماعيل است ؛ زيرا كه عبد اللّه بن عبد المطلب پدر عالى گهر حضرت رسول نيز مانند اسماعيل ذبيح است ؛ اگر حضرت اسماعيل به يك